خالی‌کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی

خالی‌کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی

سلام. معمولا کوتاه می‌نویسم :)

آخرین نظرات
  • ۷ بهمن ۹۶، ۰۶:۵۸ - کنت مونت کریستو
    :دی
  • ۷ بهمن ۹۶، ۰۰:۰۴ - ....جلیس العقل ....
    بله.
  • ۶ بهمن ۹۶، ۲۰:۵۰ - sorna nik
    نه

دوستانی که انگلیسی‌تون خوبه کمک میکنین؟

این جمله چطوری باید ترجمه بشه؟

Initially, the growing attention on Reverse Logistics (RL) and Closed-Loop Supply Chain (CLSC) issues originated with public awareness.

باید بگیم «در ابتدا، توجه روزافزون به مسائل لجستیک معکوس و زنجیره تامین حلقه-بسته....» یا باید بگیم «در ابتدا، توجه روزافزون به لجستیک معکوس و مسائل زنجیره تامین حلقه-بسته...»

یعنی کلمه ی بعد از یک ترکیب عطفی یا فصلی به کدوم دلالت می‌کنه؟ به آخری یا به هر دو؟

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۸:۵۶

یه مدت خیلی تو کف ازدواج بودم ولی الان که فکر میکنم زیاد واسم جذاب نیست. به نظرم دردسرش خیلی زیادتره. نمیدونم شایدم دارم اشتباه می‌کنم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۸:۵۴

خیلی چاق شدم. یعنی الان حدودا 83 کیلو باید باشم. قدم حدود 173-175 هست. لاغر شدن خیلی سخته. دوست دارم هیکلم ورزشکاری بشه. وزنم به 64-65 برسه خیلی خوب میشه.

شتر در خواب بیند پنبه دانه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۸:۵۳

دوست دارم نوشته هامو آدم های غریبه بخونن؛ آدم‌هایی که نمی‌شناسمشون و هیچ وقت نمی بینمشون. دوست ندارم با آدمی که وبلاگمو خونده، رو به رو بشم. دوست دارم فقط درددل کنم.

گوش میخوام واسه شنیدن حرفام. یک نفرو میخوام که فقط حرفهام رو بشنوه. دلم نمی‌خواد بعدا به روم بیاره که چی گفتم و چی نوشتم. لطفا اگه منو توی دنیای واقعی می‌شناسید وبلاگمو نخونید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۸:۵۱

شاید این تکراری باشه؛ یعنی قبلا نوشته باشم ولی واقعا خودم موندم که چطوریه که با وجود اینکه فکر میکنم واسه انجام کارهای مهم وقت کم دارم  ولی بازم خودمو با کارهای کوچیک و بزرگ مشغول میکنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۴:۳۲

سلام

امروز داشتم با خودم فکر می‌کردم ببینم چه کاری واسم جذابه یا میتونه جذاب باشه؛ دیدم شاید همین وبلاگ که چندوقته رهاش کردم بتونه سرگرمی مناسب و سالمی واسم باشه!

یکی از کارهای خوبم این بود که این دفعه وقتی از وبلاگ نویسی خسته شدم وبلاگم رو حذف نکردم. آخه من قبلا وبلاگ‌های دیگه ای هم داشتم که حذف‌شون کردم که به نظرم حذف یکی‌شون کار بیخودی بود.

احتمالا شاید دوباره اینجا نوشتن رو شروع کنم.

نمی دونم خودم...

حالی به حالی‌ام دیگه...

شاید نوشتم... شاید نه...


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۴:۰۲

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۲

پیروزی آقای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری رو به ایشون و طرفداراشون تبریک میگم.


من به آقای سید ابراهیم رئیسی رای دادم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۲۰

عکس: حسین اسماعیلی - میزان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۱۳

بعضی وقتا تعداد زیادی کار جذاب و دوست داشتنی - طوری که ته دل آدم غنج میزنه واسشون - یک دفعه و همزمان میریزه سرم طوری که از یه طرف کلی ذوق مرگ میشم و از طرف دیگه نمیدونم کدومو اول انجام بدم.

حالا بعضی وقتا - یعنی بیشتر وقتا :) - بیشتر کارها هیچ جذابیتی ندارن واسم.

چرا واقعا؟!

امروز از اون وقتای نوع اول بود :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۰۰

بعضی وقتا شعرهای معروفی که ضرب المثل شدن رو یه تغییرات ریزی میدم. از قبیل:

خدا گر ز حکمت ببندد دری

به زحمت گشاید در دیگری

***

خواهی که شوی رسوا

همرنگ جماعت شد

***

چو دانی و پرسی سوالت بجاست

ندانی و پرسی سوالت خطاست

شاد باشید :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۲۹

داشتم فکر میکردم اگه حضرت علی علیه السلام تو این زمان بودند و تو اینستاگرام صفحه داشتن postهاشون چند تا like میخورد؟!

درود خدا بر او فرمود:

هرگاه نیکوکارى بر روزگار و مردم آن غالب آید، اگر کسى به دیگرى گمان بد برد ، در حالى که از او عمل زشتى آشکار نشده ستمکار است ، و اگر بدى بر زمانه و مردم آن غالب شود و کسى به دیگرى خوش گمان باشد ، خود را فریب داد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۱۱

یه رسمی که داره باب میشه اینه که تو مراسم ختم بعضی هنرمندا واسه شادی روحش یا به احترامش "دست میزنن"!

مگه میشه مگه داریم؟!

آقاااااااا

هر چیزی جایی داری

نمیشه که

دست زدن برای شادی هستش نمیشه تو غم هامون دست بزنیم که!

یعنی همینجوری پیش بریم در آینده تو مراسم ختم برای شادی روح متوفی آهنگ میزارن و میرقصن!!

یا یه چیزی دیگه ای که باب شده شیرینی پخش کردن تو عزاداری ها و مراسم ختم هستش. البته این خیلی وقته که باب شده.من از کودکی یادمه که شیرینی برای مراسم های شادی و شیرین کردن دهان مهمان ها استفاده میشده و خرما و حلوا برای مراسم های غم و اندوه. حالا چرا الان اینجوری شده نمیدونم!

دعای ماه رجب بعد از نماز خوبه :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۴۵

امروز داشتم با خودم فکر میکردم که من همش دارم یه تصویر ایده ال از آینده رو واسه خودم تو ذهنم میسازم و از فکر کردن بهش لذت می برم و این اصلا خوب نیست؛ چون

اولا من دارم فرصت لذت بردن در زمان حال رو از دست میدم

دوما ممکنه اون آینده هرگز اتفاق نیفته

پس بهتره از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم

حالا چطوری لذت ببرم؟! :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۳۶

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۴۵

فیلم Room رو دیدم

قشنگ بود

یه جوریایی شرح حال خودمه اصلا! :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۶ ، ۰۲:۳۹

فیلم

ایستاده در غبار؛ خوب بود

سیانور؛ طراحی صحنه و لباس خوب بود ولی فیلمنامش به نظرم خوب نبود. در کل خوشم نیومد. من گیج میشدم که هر صحنه مربوط به حال هست یا گذشته ی نزدیک یا گذشته ی دور!

کوچه بی نام؛ خیلی خوب بود

هامون؛ خوشم نیومد

---------------------------

فیلم-تئاتر

آوازه خوان تاس (صحرا فتحی)؛ خوب بود

سیستم گرون هلم؛ خوب بود

مضحکه ای شبیه قتل؛ خنده دار بود

باغ آلبالو؛ خوب بود، بد نبود

---------------------------

مستند

میراث آلبرتا ۳؛ خوب بود

کارخانه ی جهان و امپراطوری مورچگان؛ خوب بود ولی تهش معلوم نشد ما باید چی کار کنیم یعنی راه حل دقیق و مشخصی رو پیشنهاد نداد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۴۸

وقتی توی یه روز کارهای جورواجور زیادی انجام میدیم و جاهای مختلفی میریم اون روز برامون طولانی میشه و برعکس اگه تو طول روز فقط یه جا باشیم و کاری انجام ندیم اون روز برامون کوتاه به نظر میرسه

به نظرم این در مورد سال هم صدق میکنه؛

یعنی اگه تو طول سال کارهای زیادی انجام بدیم و جاهای مختلفی بریم اون سال برامون طولانی میشه و برعکس.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۳۱

میدونم که احتمالا یه روز میاد که یه نفر رو ببینم که به زندگیم معنی بده و من رو به زندگی مشتاق کنه و انگیزه م رو زیاد کنم

میدونم که احتمالا اون روز میترسم و نگران میشم که نکنه که اون احساس هم فقط یه احساس موقتی باشه و بعد از چند روز از بین بره

یاد سر به مهر افتادم

ساکتم...

هنوز نماز ظهر و عصر رو نخوندم

بعضی وقتا اینطوری میشم

نمیدونم چرا بعضی وقتا که نمازم رو سر وقت نمیخونم احساس خوبی بهم دست میده

وقتی سر وقت نماز نمیخونم احساس میکنم از روی عقل نماز میخونم نه عادت

میخوام بیشتر بنویسم تا ....

چرا اینترنتم قطع شد؟!

لپ تاپ_ه مشکل داره

با کابل شبکه به مودم وصل شدم

میخوام بیشتر بنویسم چون نوشتن رو دوست دارم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۰۳