خالی‌کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی

خالی‌کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی

آخرین نظرات
  • ۷ بهمن ۹۶، ۰۶:۵۸ - کنت مونت کریستو
    :دی
  • ۷ بهمن ۹۶، ۰۰:۰۴ - ....جلیس العقل ....
    بله.
  • ۶ بهمن ۹۶، ۲۰:۵۰ - sorna nik
    نه

۱۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

مرد بد زن خوب میگیره!

سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵

شاید این جمله تنها جمله ای در مورد ازدواج باشه که هم مردا و هم زن ها تأییدش میکنن:

«مرد بد زن خوب میگیره»

وقتی از زن ها میپرسی نظرتون راجع به این جمله چیه؟ میگن «درسته. چون من زن خوبی هستم و یه شوهر بد نصیبم شد»!

و وقتی از مردها نظرشونو میپرسیم میگن که «درسته. چون من خیلی از مردها رو میشناسم که آدمای خوبی نیستن ولی زن های خوبی گرفتن. در حالی که من آدم خوبی هستم و زن خوبی نگرفتم»!

+ آهنگ «کهکشان عشق» «مرحوم استاد محمد نوری» خیلی خوبه


اضافه شده در ۲۷ بهمن ۹۵:

خداوند در قرآن میفرمایند:

الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ ۖ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ ۚ أُولَـٰئِکَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا یَقُولُونَ ۖ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ

زنان پلید برای مردان پلید و مردان پلید برای زنان پلیدند، و زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک اند، این پاکان از سخنان ناروایی که [تهمت زنندگان] درباره آنان می گویند، مبرّا و پاک هستند، برای آنان آمرزش و رزق نیکویی است.

آیه ۲۶ سوره نور

پیشنهادهای دیدنی و شنیدنی

سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵

فیلم «بیخود و بی جهت» از «عبدالرضا کاهانی»: خوب بود

مستند «من انرژی هسته ای نیستم»: بد نبود ولی آخرش هیچ جمع بندی و نتیجه گیری ای نداشت!

تئاتر-فیلم «شام با دوستان»: خوب بود

فیلم «گاو» از «داریوش مهرجویی» خوب بود؛ آخرش خیلی تاثیرگذار بود، خیلی...

- نمیدونم قبلا گفته بودم یا نه که آهنگ «لعنتی» «محمدرضا گلزار» رو دوست دارم

- وای! اگه اجرای زنده بهت قول میدم از محسن یگانه رو ندیدن، حتما ببینید. فوق العادست!

- اگه مجرد هستین و به ازدواج فکر میکنید پیشنهاد میکنم برنامه «محرمانه خانوادگی» شبکه افق رو ببینید.

شهرام شب پره

دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵

شهرام شب پره چند وقت پیش گفته بود که بذارن تو ایران کار کنم صبح میام ایران. فقط تصور میکنم روزی رو که شهرام شب پره بیاد ایران... :)

یعنی ایران رو به رقص در میاره! :))

تو کلاس درسی که معلمش تو بودی

الف اول و یای آخرش تو بودی

تو کلاس درس تو از امتحان نترسیدم

اونی که ازش میترسیدم خود تو بودی

- شوخی حسن ریوندی با شهرام شب پره

ماه و ماهی

دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵

چند وقت پیش یه کلیپ با آهنگ «ماه و ماهی - حجت اشرف زاده» درست کردم:


دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 22 ثانیه

تبدیل تهدید به فرصت

دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵

چرا باید بنویسم؟ آیا اصلا نیازه؟

چرا دستم به نوشتن نمیره؟

چرا همه چیز بی اهمیت شده برام؟

چرا هیچی جذابیت نداره واسم؟

با خودم فکر میکنم ای کاش میشد تهدید رو به فرصت تبدیل کرد؛

- مثلا ای کاش میشد از آلودگی هوا، برق یا نفت یا آب یا یه چیز بدردبخور درست کرد. یعنی گاز های آلوده ی هوا که اونطوری که تو ذهنمه CO2 و SO2 هست رو با یه دستگاهی مکش کرد بعدش با حرارت دادن زیاد یا کم کردن حرارتشون و یا هر کار دیگه ای ساختارشون رو تغییر داد.

- یا مثلا ای کاش میشد کنار مرزهای خوزستان با عراق یه دیوار از امواج قوی ایجاد کرد که گرد و خاک ها نتونن ازش عبور کنن و یا اینکه میشد تو همون مرزها توی زمین تعداد زیادی توربین خیلی قوی که سرشون به طرف بالاست کار گذاشت که گرد و خاک ها رو به طرف پایین بکشن و بعد انتقال داده بشن یه جای دیگه.

شاید شدنی نباشن

شایدم شدنی باشن ولی سخت و هزینه بر باشن

من مامور سرشماری بودم

شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۵

امسال من برای سرشماری عمومی نفوس و مسکن «مامور سرشماری» بودم.

اونی که دور سرش هاله قرمز رنگ هست منم!

خدا رو شکر تجربه خوبی بود. چیزهای جوراجوری یاد گرفتم.

یکی از خوبی هایی که داشت این بود که کلیپ سازی رو بیشتر تمرین و تجربه کردم. آخه واسه گروه تلگرامی خودمون هر چند روز یه بار یه کلیپی در مورد سرشماری درست میکردم.

یکی از کلیپ هایی که برای سرشماری درست کردم

یه چیز خوب دیگه ای که یاد گرفتم کاغذ چسبوندن به دیوار بود. تو سرشماری واسه خانوارهای غایب روی در خونشون کاغذ میزدیم. بعد از تموم شدن سرشماری، فکر کردم چه باحال میشه که کارهایی رو که دارم یا برنامه ها و یا هر چیز دیگه ای رو به دیوار اتاق بزنم. اینطوری هر لحظه میبینمشون و ممکنه باعث بشه سریعتر انجامشون بدم و جدی ترشون بگیرم. ایده ی خوبی هست به شرطی که آدمای کنجکاو زیاد تو اتاقتون نیان. البته من چیزای محرمانه رو به دیوار نمیزنم؛ فقط کارهای روزانه، هفتگی و ماهانه. تصویر پایین ایده های توسعه یافته از یادداشت زدن رو دیواره.

یادداشت نویسی روی دیوار اتاق

اون جدولی که با خودکار آبی پر شده واسه اینه که من دارم یه چیزهایی رو ترک میکنم. مثلا یکیش اینستاگرام. هر روزی رو که بدون اون ها تموم میکنم پرش میکنم. این کار رو تا پایان امسال برنامه ریزی کردم.

جدول سمت راست هم یه نسخه ی آزمایشی از یه ایده ی توسعه یافته دیگه هست که شاید یه بار در موردش نوشتم.

بازی دایناسور گوگل کروم

چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۵

یه شرکت خوب به کارکنانش اجازه میده ایده های جالب و شاید عجیبی که به نظرشون میرسه رو تا اون جایی که امکان داره اجرایی و پیاده سازی کنن.

- اگه گوشیِ اندروید یا IOS دارین...

- اگه گوگل کروم تو گوشیتون نصبه...

- اگه نسخه ی جدید گوگل کرومه...

وقتی به اینترنت وصل نیستید میتونید یه بازی نسبتا جالب رو تجربه کنید.

«بازی دایناسور»

یه شب موقع خوابیدن بازی کردم و ۷۱۷ امتیاز گرفتم.


اضافه شده در ۲۷ بهمن ۹۵:

گوگل کروم کامپیوتر (PC) هم این بازی رو داره

وبلاگ نویسی هم خوبه ها :)

يكشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۵

امشب وبلاگمو یه مروری کردم. دیدم چه منبع جالبی از سیر اتفاقات و حس و احوالات من تو این یکی-دو سال اخیره. به وبلاگ نویسی بیشتر ترغیب شدم :)

بعد از پلاسکو

يكشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۵

به نظرم بعد از حادثه پلاسکو یه تغییرات مثبتی تو ما ایجاد شد. امیدوارم پایدار باشه.

گناه های اینستاگرامی!

جمعه ۸ بهمن ۱۳۹۵

به نظرم شیطان تو فضای مجازی بیشتر فعالیت میکنه تا فضای واقعی!
یعنی اگه بخوایم گناه هایی رو که مثلا تو اینستاگرام اتفاق میفته رو فهرست کنیم میبینم که اکثر گناهای دنیای واقعی رو شامل میشه.
اینجا سعی میکنم تعدادی از اون گناه ها رو فهرست کنم:
دروغ، تهمت، غیبت، سخن چینی، تمسخر و استهزا، فحاشی و بددهنی، توهین و بی احترامی، بدحجابی، بی حجابی، چشم چرانی، شایعه پراکنی، اشاعه فحشا، فخر فروشی و تفاخر، غرور و خودشیفتگی، تظاهر و ریا و...

از طرف دیگه به نظرم اینستاگرام یه جورایی شبیه «شبکه های هرمی» هستش. افرادی که دنبال کننده زیاد دارن و دنبال شونده کم، در راس هرم هستن و فرمانروایی میکنن. افرادی هم که دنبال کننده ی آنچنانی ندارن و بیشتر خوشی های دیگران رو دنبال میکنن، کف هرم هستن و جز حسرت چیزی عایدشون نمیشه.

قند تو دل آدم آب میشد!

سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵

یکی از خوبی های بلاگفا به نظرم این بود که نظرات تایید نشده رو یه جوری نشون میداد که قند تو دل آدم آب میشد :)

۱۹۳ آل عمران

سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵

رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ

پروردگارا، ما صدای منادیی که خلق را به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگارتان ایمان آورید، شنیدیم و ایمان آوردیم، پروردگارا، از گناهان ما درگذر و زشتی کردار ما بپوشان و هنگام جان سپردن ما را با نیکان و صالحان محشور گردان؛

احساس خوشبختی

سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵

تصور کنید به یه نفر بگن شما برنده صد هزار میلیارد تومن شدید و این پول به طور کامل ماه آینده به حسابتون واریز میشه.

میتونید حس اون آدم رو تصور کنید؟ اینکه چه حالی داره.

احتمالا تا ماه آینده اون آدم احساس میکنه خوشبخت ترین فرد روی زمینه. شاید تا ماه آینده به خاطر هیچ چیز کوچیک یا بزرگی عصبانی یا ناراحت نشه. شاید تا ماه آینده همیشه و هر لحظه و در هر جایی به دیگران لبخند بزنه.

چرا اینطوری میشه؟ آیا به اون پول دادن؟ ماشین یا خونه و یا هر چیز دیگه ای دادن؟

نه، در اصل هیچ چیز بهش ندادن. تنها چیزی که بهش دادن امیده.

این نشون میده احساس خوشبخی با داشتن چیزهای مختلف به وجود نمیاد. خوشبختی یه چیزی بیرون از ما نیست بلکه یه چیزی در درون ماست. برای احساس خوشبختی کردن باید ذهنمون تغییر کنه، نه اطرافمون.