خالی‌کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی

خالی‌کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی

سلام. معمولا کوتاه می‌نویسم :)

آخرین نظرات
  • ۷ بهمن ۹۶، ۰۶:۵۸ - کنت مونت کریستو
    :دی
  • ۷ بهمن ۹۶، ۰۰:۰۴ - ....جلیس العقل ....
    بله.
  • ۶ بهمن ۹۶، ۲۰:۵۰ - sorna nik
    نه

لشکر خوبان (خاطرات مهدیقلی رضایی)

چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳

چند ماه پیش بود که در پیاده‌رو‌های شهرِ همجوارِ شهرمان از پشت شیشه‌ی کتاب‌فروشی‌ای که معروف‌ترین کتاب‌فروشیِ آن شهر است جلد کتاب «لشکر خوبان» به چشمم خورد.

شنیده بودم که این کناب مورد توجه رهبری قرار گرفته؛ شاید به همین دلیل بود که حتی با دیدن قیمت نوزده هزار تومانی‌اش و تعداد صفحات هفتصد و خرده‌ای‌اش، آن را خریدم.

مدتی پیش خواندن آن به پایان رسید. این کتاب روایتگر خاطرات «مهدیقلی رضایی» از جنگ تحمیلی است.

در کل کتاب خوبی بود اما نقدهایی هم بر آن دارم.

  • یکی از مشکلاتی که با این کتاب داشتم این بود که نمیتوانستم به‌خوبی موقعیت‌ها و مناطقِ جغرافیایی توضیح داده شده را در ذهنم تصور کنم. شاید نیاز نبود تا این حد به جزئیات توجه شود و یا شاید هم اگر نقشه، طرح و یا تصویری همراه متن در کتاب درج میشد درک مطلب آسانتر میشد.
  • برخی اوقات هم از کلماتی غریب استفاده میشد؛ گویی که نویسنده گمان دارد که خواننده با آنها آشناست. کلماتی که بیشتر در جبهه‌ها کاربرد داشتند.
  • اسامی بعضی از مناطقِ خاص اِعراب‌گذاری نشده بودند که کار خواندن را با چالش همراه میکرد.
  • در سیصد صفحه‌ی پایانی اشتباهاتی به لحاظ نگارشی و املایی دیده میشود.

اما علی رغم همه‌ی این ایرادات میتوان گفت که این کتاب صحنه‌های متفاوتی را از دفاع مقدس به تصویر کشیده است که خواندن آن خالی از لطف نیست. صحنه‌هایی که بعضاً بسیار تکان‌دهنده و تأسف‌بار هستند. از بین فصل‌های این کتاب فصل «عقب‌نشینی» جذابیت و تازگی بیشتری برایم داشت.

خداوند ان شاء الله به شخصیت اصلی این کتاب آقای «مهدیقلی رضایی» و نویسنده‌ی آن، خانم «معصومه سپهری» خیر دنیا و آخرت عنایت کند.

ورود مهدی داوودی، موج شادی را در سنگر ریخت...
...
درحالی که آب وضو از محاسنش می چکید، اذان می داد.
«لا الله الا الله» را که گفت، چفیه اش را به کمر بست و با اطمینانی غریب گفت: «من دارم می‌رم شهید بشم، هر کی می‌خواد شهید بشه بیاد پشت سر من نماز بخونه!» وقتی مهدی قد قامت الصلوة را گفت، «عباس محمدی» و «ابوالفضل یعقوبی» هم پشت سرش ایستاده بودند و دیگر برای نفر چهارم جا نبود.
----------------------------------------
مهدی داوودی همان روز؛ ابوالفضل یعقوبی، فردای آن روز و عباس محمدی مرداد سال 1366 درعملیات نصر 7 به شهادت رسیدند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">