یادمه زمانی که خواهرم مجرد بود و حدود بیست سال سن داشت یه برنامه تو تلویزیون نشون میداد که خیلی پیگیرش بود. اسمش بود هزار راه نرفته که به مسائل مربوط به جوون ها میپرداخت. من که اون موقع یه نوجوون بودم از اون برنامه خیلی بدم میومد و همش بهش میگفتم: این چیه آخه نگاه میکنی؟! بعدا که ازدواج کرد؛ من به سن حدودا بیست سالگی رسیده بودم و به برنامه های اون طوری علاقه مند شده بودم؛ این در حالی بود که خواهرم از این برنامه ها بدش اومده بود و به من میگفت اینا چیه نگاه میکنی؟!

آدمها بنا به شرایط خاصی که درش قرار دارن به یه سری چیزیا علاقه دارن و به چیزایی بی علاقه ان. یعنی ممکنه یه نفر تو یه سنی و یه موقعیتی از یه چیزی خوشش بیاد ولی بعدا از همون چیز متنفر بشه.

 

+ نمیدونم چرا بعضی وقتا که بارون میاد آب قطع میشه؟! عجیبه ها!

++ بعد از ظهر دیروز یه رعد شدیدی دلمو تکون داد. غروب نماز آیات خوندم.

+++ الان داره باروون میاد. باروونو خیلی دوست دارم؛ مخصوصا زمانی که نیاز نیست بیرون برم!