خالی‌کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی

خالی‌کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی

تبدیل تهدید به فرصت

دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵

چرا باید بنویسم؟ آیا اصلا نیازه؟

چرا دستم به نوشتن نمیره؟

چرا همه چیز بی اهمیت شده برام؟

چرا هیچی جذابیت نداره واسم؟

با خودم فکر میکنم ای کاش میشد تهدید رو به فرصت تبدیل کرد؛

- مثلا ای کاش میشد از آلودگی هوا، برق یا نفت یا آب یا یه چیز بدردبخور درست کرد. یعنی گاز های آلوده ی هوا که اونطوری که تو ذهنمه CO2 و SO2 هست رو با یه دستگاهی مکش کرد بعدش با حرارت دادن زیاد یا کم کردن حرارتشون و یا هر کار دیگه ای ساختارشون رو تغییر داد.

- یا مثلا ای کاش میشد کنار مرزهای خوزستان با عراق یه دیوار از امواج قوی ایجاد کرد که گرد و خاک ها نتونن ازش عبور کنن و یا اینکه میشد تو همون مرزها توی زمین تعداد زیادی توربین خیلی قوی که سرشون به طرف بالاست کار گذاشت که گرد و خاک ها رو به طرف پایین بکشن و بعد انتقال داده بشن یه جای دیگه.

شاید شدنی نباشن

شایدم شدنی باشن ولی سخت و هزینه بر باشن

  • دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵