آرام کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی و غیرشخصی

آرام کردن ذهن

یادداشت‌های شخصی و غیرشخصی

سلام. معمولا کوتاه می‌نویسم.

آخرین نظرات

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دوست دارم» ثبت شده است

دوست دارم لاغر کنم

دوست دارم لاغر بشم

الان حدود هفتاد و نه کیلو هستم

دوست دارم تا نزدیک های شصت و پنج بیام پایین

دوست دارم یه ورزش خاصی رو شروع و دنبال کنم

دوست دارم سبک بشم

دوست دارم...

دوست دارم مستقل شم...

  • سجاد معمولی

از فیلم‌های خیلی خیلی تخیلی بدم میاد.

چند روز پیش فیلم « Interstellar | میان ستاه ای » رو دیدم. بد نبود. ولی زیاد خوشم نیومد. میتونم بگم یه تقللید از فیلم Contact بود که بهش پر و بال داده بودن. فیلم Contact رو خیلی دوست دارم.

فیلم دیگه ای که دیدم « The Matrix » بود که اصلا خوشم نیومد. از فیلم های استعاره‌ای ی افراطی بدم میاد. فقط اون صحنه که نشون داده بود که همه‌ی آدما شبیه جنین تو اون دستگاه‌ها هستن خیلی شگفت‌انگیز بود!

فیلم سوم « Tomorrowland » بود که به قدری تخیلی بودنش دلمو زد که نتونستم تا بیشتر از نصف‌شو ببینم.

  • سجاد معمولی

به نظر خودم من آدم مغروری نیستم ولی از آدمای مغرور بدم میاد. یعنی دوست دارم به یه دختر پیشنهاد ازدواج بدم و بعد با غرور جواب منفی بده و بعدش تو روش بلند بگم: به جهنم! :)

بعید میدونم بیش‌تر از یه بار از یه دختر خواستگاری کنم.

نمی‌دونید وقتی از کسی که آویزون‌شید دل می‌کنید و واقعا از ته دل دیگه بهش فکر نمیکنید و دیگه واستون مهم نیست چه احساس آزادی و نشاطی تموم وجودتونو فرا میگیره :)

+ دوست دارم عاشق بشم! :)

++ وای این آهنگ «سپیده» فرشید امین چقدر خوب بود! قبلنا چه آهنگ‌هایی گوش میدادم! :)

  • سجاد معمولی
  • میدونم که قبلا اینو گفتم ولی بازم دوست دارم بگم که من عاشق شبم. به دو دلیل. دلیل اولش اینه که من دوست دارم همه چی تحت Controlم باشه و شب این حس رو بهم میده. و دلیل دومش هم سکوته. من عاشق سکوت شبم.
  • یکی از کارهایی که تو شب میچسبه فیلم دیدنه. به نظرم فیلم دیدن تو شب و فیلم دیدن تو روز با هم فرق دارن. فکر میکنم آدم تو شب احساساتش زودتر برانگیخته میشه و آمادگی بیشتری برای تبادل احساس داره تا روز.
  • پریشب از فرصت افطار تا سحر استفاده کردم و فیلم «دربند» رو دیدم. خیـــــــــــلی خوبه این فیلم.

حتی تا نیم ساعت بعد از دیدن فیلم که نزدیک سحر شده بود ذهنم درگیرش بود. وای خدا؛ چقدر من آدم های بی شیله و پیله و صاف و ساده رو دوست دارم.

  • امروز داشتم به این فکر میکردم که چرا روزی به عنوان «روز دوست» نداریم؟! که تو این روز به دوستامون تبریک بگیم.
  • به نظرم دید خدا نسبت به طرز زندگی ما مثل نگاه ما به افرادی هست که تمامِ وقت و جوونی و حتی پول-شونو صرف بازی Clash of Clans میکنن!
  • امید چیز خیلی خوبیه. زندگی با امید خیلی شیرین میشه. یعنی ممکنه یه آدمی به بهانه ی امیدی که به آینده داره چندین سال رو با شادی و خوشی زندگی کنه و حتی ممکنه هرگز اون چیزی که بهش امیدوار بوده واقع نشه ولی به خاطر وجود اون حس، پر از انرژی و نشاط شده باشه. بعضی وقتا ممکنه فقط یه جمله سرنوشت یه نفر رو تغییر بده.
  • سجاد معمولی

دعای اول: به نظرم دعاهای زیادی به امام زمان (عج) منتسب شده که بین اونا دعای اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ... رو بیشتر دوست دارم که بعضی وقتا توفیق میشه بعد از نماز میخونمش. به نظرم این دعا غالب خواسته ها و دعاهای ما رو در بر میگیره. بخشهایی از این دعای ارزشمند:

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ ...

خدایا، توفیق فرمان برى، و دورى از نافرمانى ده ...

... وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ ...

... و دیدگان ما را از ناپاکى و خیانت فرو بند، و گوش هایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند ...

وَ تَفَضَّلْ...  ... عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ...

... و بر بیماران شفا و آرامش عطا کن ...

وَ تَفَضَّلْ...  ... عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ ...

... و بر جوانان بازگشت و توبه و بر زنان حیا و پاکدامنى عطا کن ...

دعای دوم: تعقیب نماز عشاء هست که توی کلاس مجردها که به عنوان مهمان شرکت کرده بودم حاج آقا مرادی برای کسب روزی و افزایشش توصیه کردن. دعاش خیلی جالبه. به افرادی که مثل خودم سردرگم هستن که روزی-شون کجا قرار داره پیشنهاد میکنم. همونطور که از اسمش پیداست باید بعد از نماز عشاء خونده بشه. ترجمه ی فارسیش:

خدایا من نمیدانم روزی ام در کجاست، و آن را تنها بر پایه گمانه ایى که بر خاطرم مى گذرد می جویم، و از این رو در جستجوى آن شهرها را زیر پا می گذارم، پس در آنچه که خواهان آنم همچون حیرت زدگانم، نمی دانم آیا در دشت است یا در کوه؟ در زمین است یا در آسمان؟ در خشکى است یا در دریا؟ نمی دانم به دست کیست؟ و از جانب چه کسى است؟ ولى به یقین می دانم که دانش آن نزد تو و اسباب آن به دست توست و تویى که آن را با لطف خویش تقسیم میکنى و با رحمت خود براى آن سبب فراهم می سازى، خدایا، پس بر محمد و خاندان او درود فرست و بار پروردگارا، روزى خود را بر من گسترده ساز و به دست آوردنش را برایم آسان نما و جاى دریافتش را نزدیک قرار ده و با طلب آنچه برایم در آن روزى مقدر نکرده اى به زحمتم میفکن، چه تو از آزردن من بی نیازى و من به رحمتت نیازمندم، پس بر محمد و خاندان او درود فرست، و با لطف و فضل خویش بر بنده ات کرم نما، تو صاحب بخشش بزرگ هستى.

اما دعای سوم: دعای جوشن کبیر هست که از همه بیشتر دوستش دارم (). چقدر جالبه. صد فراز. هر فراز ده اسم از اسم های زیبای خدا. که در کل میشه هزار اسم. خدا رو به هزار اسمش صدا میکنی. چه اسم هایی! یکی از یکی قشنگ تر :)

فراز پنجاه و نه:

یَا حَبِیبَ مَنْ لا حَبِیبَ لَهُ،    یَا طَبِیبَ مَنْ لا طَبِیبَ لَهُ،    یا مُجِیبَ مَنْ لا مُجِیبَ لَهُ،

یَا شَفِیقَ مَنْ لا شَفِیقَ لَهُ،       یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ،     یَا مُغِیثَ مَنْ لا مُغِیثَ لَهُ،

یَا دَلِیلَ مَنْ لا دَلِیلَ لَهُ،      یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ،     یَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَهُ،

یَا صَاحِبَ مَنْ لا صَاحِبَ لَهُ

خدایا همه ی ما رو از برکات ماه مبارک رمضان بهرمند کن؛

خدایا به ما توفیق خوندن نماز اول وقت و با حضور قلب، خوندن قرآن، خوندن دعاها و همینطور انجام مستحبات در این ماه پر برکت عنایت کن:

خدایا عبادات همه ی ما رو قبول کن؛

به مهربانیت ای مهربان ترین مهربانان

 

+ رسیدن ماه رمضان رو به همه تبریک میگم؛ التماس دعا

  • سجاد معمولی

امروز رفتیم ییلاق. فکر میکنم بیشتر از یک سال میشد که ییلاق نرفته بودم. فکرشو نمیکردم اینقد خوب باشه. فکرشو نمیکردم اینقد حال بده.البته ما واسه انجام کاری رفته بودیم. کلّی ویتامین D جذب کردم D: چقد گذشت زمان میتونه متفاوت حس بشه. مثلا امروز به اندازه ی سه روز به نظرم طول کشید.

من کلا اهل مسافرت رفتن نیستم و معمولا سفر رفتن واسم چیز بی معنی ای یه. یعنی مسیر سفر واسم بی معنی ی. فقط مقصد واسم مهمه. از اصفهان و شیراز رفتن زیاد خوشم نمیاد. بهترین سفری هم که رفتم یه سفری بود که به مشهد رفته بودیم. نزدیک یک هفته و تنها کاری این مدت خیلی بهم حال میداد زیارت بود. السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام. ولی یه چیزی که از همه ی سفرها معمولا دوست دارم، نماز مسافره، نماز شکسته :) مخصوصا نماز ظهر و عصر شکسته. خیلی خوبه. اصلا یه لذت دیگه ای داره.

+ همیشه خیلی دوست داشتم موهام بلند و صاف باشه. امیدوارم این تابستون به این خواستم برسم.

++ این روزا موقع خوندن نماز مغرب بوی دل انگیز شهر رمضان به مشام میرسه :) وای خدا یاد ماه رمضون سربازیم افتادم. بهترین ماه رمضون عمرم ماه رمضونی بود که تو سربازی داشتم. فوق العاده بودا.

+++ خداجان خیلی دوست دارم. خداجان خیلی دوست دارم. خداجان میخوام بغلت کنم نه از سر شدت غم و تنهایی بلکه از سر شدت حال خوب :)

 

 

  • سجاد معمولی

دوست دارم اینقدر همچی بر وفق مرادم باشه که از همه چیز و همه کس بی نیاز باشم. سلامتی، پول، خانواده، آرامش، آسایش، زندگی خوب داشته باشم ولی با همه ی این ها به خدا احساس بی نیازی نکنم. تو اون شرایط نماز بخونم. تو اون شرایط خدا رو عبادت کنم.

خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى»* قطعا انسان طغیان می کند، اگر خود را بی نیاز ببیند.

به نظرم تا حالا که عادت به نماز خوندن داشتم بیشتر به خاطر این بوده که به خدا نیاز داشتم. دلم میخواد به همه ی اون چیزایی که میخوام برسم و تو اون حالت برم سراغ خدا.

 

* سوره علق آیات 6 و 7

  • سجاد معمولی

دوست دارم یه جایی برم که هیچ‌کی نباشه. مثلا لبه‌ی یه پرتگاه رو به یه دره‌ای خیلی بزرگ. خودم باشم و خودم و البته خدا. بعدش رو به اون دره از تــــــــه دلم، تا اونجایی که میتونم، بدون هیچ خجالت، ترس یا نگرانی‌ای فریاد بزنم.

البته بعضی‌وقتا تاحدودی این‌کار رو با خوانندگی تو حموم انجام میدم. ولی خب از ته‌ته‌ته‌ته‌ته‌ته دلم نیست.

  • سجاد معمولی

این خونواده-هایی که پولدارن و بالاشهر تهران یه خونه-ی خوشگل و بزرگ دارن. اینایی که مذهبی-ان، مودب-ان، باشخصیت-ان، صداشون تا حالا بیشتر از 12 نشده. به هم احترام میزارن. به هم توهین نمیکنن. همدیگرو دوست دارن. همدیگرو به هر بهانه و یا بدون بهانه میبوسن؛ زن و شوهر همدیگرو، پدر و مادر و بچه ها همدیگرو. اینایی که صبح زود گرمکن تنشون میکنن میرن پارکِ نزدیک خونشون نرمش میکنن، بعدش میرن دوش میگیرن. به جای چایی تو صبحونه شیر یا آب پرتقال میخورن. مهربونن. با هم حرف میزنن. کارهای خیر میکنن. سرپرستی چند تا بچه-ی بی-سرپرست رو به عهده گرفتن. باسوادن. تحصیلکردن. خونه-شون بزرگه. اینایی که خونه-شون یه حال بزرگ داره بعدش پله میخوره میره بالا؛ اتاق خواب-ها اون بالاست. دختر خونواده اتاقش کلا صورتی-ی. پسر خونواده اتاقش کلا قرمزه. بچه ها همدیگرو دوست دارن و با هم مهربونن. به هم کمک میکنن و با هم دعوا نمیکنن. پدره واسه پسرش کلی چیز میخره میبرش تو مسابقات ورزشی و بازی کردنشو تماشا میکنه و تشویقش میکنه. دختره که از بیرون میاد تا باباشو میبینه میره جلو دستاشو دور گردن باباش حلقه میکنه بعد از چند تا بوس کوچولو، میگه خیلی دوست دارم باباجون. مادر خونواده خیلی مهربونه. خیلی هم خوش سلیقه. هر دفعه غذا رو یه جور خاصی تزئین میکنه. کیک میپزه غذاهای عجیب و غریب درست میکنه. بچه هاشو خیلی دوست داره، آقای خونه رو بیشتر. خیلی مهربونه. اینایی که سفر زیاد میرن. فرانسه، ایتالیا و... . آقای خونه اگه خونه باشه به خانم خونه کمک میکنه، تو آشپزی تو هر کاری. وقتی خانم خونه ایستاده و داره جلوی اجاق گاز یا میز آشپزخونه غذا رو آماده میکنه یا یه چیزی رو خورد میکنه آقای خونه یواشکی میاد از پشت بغلش میکنه و سرشو از روی شونه-ی خانم خونه میاره جلو و آروم میگه خیلی دوست دارم خانومی، خیلی خوبی. اینایی که شبا شام سبک مثلا یه چیزی شبیه سالاد میخورن. اینایی که هیچ کدوم از اعضای خونواده اضافه وزن ندارن. اینایی که همشون در سلامتی کامل به سر میبرن. اینایی که میز پینگ پنگ دارن و باهم بازی میکنن و بعضی وقتا هم لیگ برگزار میکنن. اینایی که شبا یه فیلم خوب تهیه میکنن و همه با هم میبینن. اینایی که خیلی مهربونن. اینایی که شبا نسکافه با یه تیکه کیک کوچولو میخورن. اینایی که ماه رمضون همه با هم روزه میگیرن. اینایی که اهل کتاب و مطالعن. اینایی که اهل شعر و ادبیاتن. اینایی که خیلی خوشحالن. اینایی که همیشه به هم لبخند میزنن. اینایی که هرگز دیگران رو تحقیر و تمسخر نمیکنن. اینایی که با همه مهربون و بزرگوارانه برخورد میکنن. اینایی که به همه احترام میزارن. اینایی که قوانین رو رعایت میکنن. اینایی که محیط زیست رو آلوده نمیکنن. اینایی که با همدیگه بازی-های جورواجور میکنن. اینایی که به نظر هم احترام میزارن. اینایی که خوش لباسن. اینایی که خوشتیپن. اینایی که موهای همه-ی اعضای خونواده طلایی و لَخته. اینایی که از لباس پوشیدن خانم خونه و دختر خونه مشخصه خیلی با حیا و با شخصیت و نجیبن. اینایی که صورتشون سفیده و دماغشون کوچیکه و یه برق و نجابت و مهربونی-ای تو چشماشونو. اینایی که تناسب اندام دارن. اینایی که خیلی خوبن. اینایی که خیلی مهربونن.

اینارو...

اینارو خیلی دوست دارم.

 :)

  • سجاد معمولی

من خیلی اسم نگار رو دوست دارم؛ نمیدونم چرا! عجیب اینه که تا حالا با دختری که اسمش نگار باشه برخورد نداشتم. ولی ان شاء الله ازدواج کردم و ان شاء الله خدا بهمون (من و همسر آینده رو میگم) دختر داد ان شاء الله اسمش میزاریم نگار. شایدم گذاشتیم بهار. نمیدونم. حالا بعدا به وقتش درموردش صحبت میکنیم :))

  • سجاد معمولی