۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مذهبی» ثبت شده است

امام علی (ع) چند تا لایک دارن؟

داشتم فکر میکردم اگه حضرت علی علیه السلام تو این زمان بودند و تو اینستاگرام صفحه داشتن postهاشون چند تا like میخورد؟!

درود خدا بر او فرمود:

هرگاه نیکوکارى بر روزگار و مردم آن غالب آید، اگر کسى به دیگرى گمان بد برد ، در حالى که از او عمل زشتى آشکار نشده ستمکار است ، و اگر بدى بر زمانه و مردم آن غالب شود و کسى به دیگرى خوش گمان باشد ، خود را فریب داد.

  • سجاد بوداغی
  • يكشنبه ۲۷ فروردين ۹۶

رسم های بد

یه رسمی که داره باب میشه اینه که تو مراسم ختم بعضی هنرمندا واسه شادی روحش یا به احترامش "دست میزنن"!

مگه میشه مگه داریم؟!

آقاااااااا

هر چیزی جایی داری

نمیشه که

دست زدن برای شادی هستش نمیشه تو غم هامون دست بزنیم که!

یعنی همینجوری پیش بریم در آینده تو مراسم ختم برای شادی روح متوفی آهنگ میزارن و میرقصن!!

یا یه چیزی دیگه ای که باب شده شیرینی پخش کردن تو عزاداری ها و مراسم ختم هستش. البته این خیلی وقته که باب شده.من از کودکی یادمه که شیرینی برای مراسم های شادی و شیرین کردن دهان مهمان ها استفاده میشده و خرما و حلوا برای مراسم های غم و اندوه. حالا چرا الان اینجوری شده نمیدونم!

دعای ماه رجب بعد از نماز خوبه :)

  • سجاد بوداغی
  • يكشنبه ۲۷ فروردين ۹۶

خدا رو یاد کنیم

شاید تو پشت صحنه‌ی بعضی فیلم‌ها دیده باشید که بازیگرها همدیگرو به اسم نقشی که تو فیلم بازی میکنن٬ صدا میکنن. علتش اینه که عادت کنن و موقع ضبط اشتباهی اسم واقعی رو نگن.

به نظرم اگه بخوایم که موقع نماز خوندن حواسمون به خدا باشه باید تو غیر نماز هم به خدا توجه داشته باشیم و یادش کنیم.

یا الله

  • سجاد بوداغی
  • شنبه ۳۰ مرداد ۹۵

حس و حال ماه رمضون ۹۵

  • خواهرا، برادرا؛ نماز و روزه هاتون قبول. عیدتون مبارک. ان شاء الله بَرَکات این ماه رو تو زندگیمون ببینیم.
  • ماه رمضون امسال خیلی واسم زود گذشت. به چشم برهم زدنی بود. به نظر خودم روزه هام از سال های پیش بهتر بود؛ امیدوارم نظر خدا هم همین باشه. شب های قدر هم خوب بود. قرائت روزانه قرآن خوب بود. غالب نمازها هم توفیق میشد که تو مسجد و به جماعت بخونم. با تمام این ها به نظرم باز میشد بهتر از این بشه. واقعا ماه رمضون ظرفیت خیلی زیادی برای این داره که خودمونو به خدا نزدیک و نزدیکتر کنیم. ولی باز خدا رو شکر. من راضی-ام؛ ان شاء الله خدا هم از من راضی باشه :)
  • قبل از ماه رمضون حدود هشتاد کیلو بودم و امشب که بعد از افطار وزن کردم حدود هفتاد و هفت کیلو بودم. فکر میکردم بیشتر از این لاغر شده باشم!
  • «حال» یه چیزی هست که هِی تغییر میکنه و نمیشه همیشه یه طور باشه و ثابت بمونه. ما باید مدیریتش کنیم. مثلا اگه به خاطر یه اتفاقی تو یه لحظه حس و حال بدی بهمون دست داد باید اونو تو همین لحظه رها کنیم و نذاریم تو لحظه های بعد از اون، همراهمون باشه. برعکس؛ وقتی حس و حال خوبی داریم باید سعی کنیم که اون حس و حال خوب رو تو سایر لحظه های زندگیمون تسرّی بدیم.

سحرگاه پانزدهم رمضان ۹۵بعد از نماز جماعت صبح

  • سجاد بوداغی
  • سه شنبه ۱۵ تیر ۹۵

فُزْتُ

احتمالا جمله ی معروف حضرت علی علیه السلام به هنگام ضربت خوردن رو شنیدید که میفرمایند: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ»

معمولا این عبارت را اینطوری ترجمه میکنن: «به خدای کعبه رستگار شدم»

ممکنم هست که شنیده باشید که فُزْتُ به معنی بردن و برنده شده هم هست که در نتیجه ترجمه اون عبارت با توجه به این معنی میشه «به خدای کعبه قسم برنده شدم»

ولی یادم میاد که چند سال پیش از طریق یکی از کتابهای شهید مرتضی مطهری (یا یکی از سخنرانیهاشون) فهمیدم که فُزْتُ یه معنی دیگه هم داره. شهید مطهری میگن که عرب وقتی در یک بیابانی در تاریکی شب گم شده باشه و با تشنگی شدید به اینطرف و اونطرف دنبال آب بگرده و در اون لحظه آب رو پیدا کنه میگه فُزْتُ. به نظرم میشه معنی کرد «نجات پیدا کردم». بعدش به مطلع یکی از غزلهای حافظ اشاره میکنن که در مورد سحر ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام هست:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

+ مدح بسیار زیبای حضرت علی علیه السلام

  • سجاد بوداغی
  • سه شنبه ۸ تیر ۹۵

یک فراز جالب

ماه رمضون امسال قرار گذاشتم با خودم که شب قدر اول (شب نوزدهم) دعای جوشن کبیر رو به عربی بخونم و شب قدر دوم (شب بیست و یکم) ترجمه دعای جوشن کبیر رو بخونم. احتمالا شب قدر سوم (شب بیست و سوم) خدا توفیق بده، دوباره این دعا رو به عربی میخونم ان شاء الله.

اما دیشب که داشتم ترجمه ی فارسی رو میخوندم یکی از فرازها خیلی واسم جالب بود. فراز ۳۵:

تو این فراز قید هر قسمت به عنوان صفت قسمت بعدی استفاده شده!

اى آن که در پیمانش وفادار است، اى آن که در وفاداریاش پایدار است، اى آن که در پایداریاش والاست، اى آن که در والاییاش نزدیک است، اى آن که در نزدیکیاش با نرمى است، اى آن که در نرمیاش شریف است، اى آن که در شرفش با عزّت است، اى آن که در عزّتش بزرگ است، اى آن که در بزرگیاش شکوه مند است، اى آن که در شکوهش ستوده است.

سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ

  • سجاد بوداغی
  • دوشنبه ۷ تیر ۹۵

خدایا از تو درخواست میکنم...

به نظرم شب های قدر سال های گذشته دقیقا نمیدونستم که از خدا چی میخوام. اصلا میدونید من تو این جور خواستنا میلنگم. چون اونقدر از خدا چیز خواستم و خدا به من اون چیز رو داده و بعد از بدست اوردنش واسم بی ارزش شده که دیگه فکر میکنم هیچ چیزی ارزش نداره که واسه داشتنش، به خدا، اصرار کنم. همیشه میگفتم: «خدایا اینو بده؛ این دیگه آخری یه؛ اینو بدی دیگه هیچی ازت نمیخوام» ولی بعد از رسیدن به اون، یا پشیمون میشدم که چرا اینقدر بیخودی اصرار کردم (اصلا ارزششو نداشت) یا دوباره چیزای جدیدتری واسه خواستن پیدا میکردم.

واسه همین چند سالی میشه که دیگه تقریبا به خدا برای داشتن چیزی و یا رسیدن به چیزی اصرار بیش از حد نمیکنم. دعاهام معمولا کلی هست. عاقبت به خیری و...

مثلا فکر میکنم که اگه یه دختری رو ببینم و ازش خوشم بیاد واسه رسیدن بهش به خدا اصرار نمیکنم. میگم خدایا هر چی صلاحه پیش بیار. حتی احتمالا میگم خدایا اگه این وصلت عاقبت خوبی نداره مانعش شو.

این سبک تفکر از یه لحاظ یه کم بده. چون خواسته ی واضحی نیست که از خدا بخوای و همیشه تو شک و تردید به سر میبری.

اما این شبا از خدا چند تا درخواست واسه خودم دارم:

  • کار (کاری که واسش ساخته شدم؛ علاقه بهش داشته باشم؛ مفید باشه؛ درآمدش خوب باشه؛ باعث رشدم بشه)
  • سلامتی (سلامتی جسمی و روحی)
  • همسر (خدایا من فعلا در این مورد زیاد عجله ندارم :)

(۱) ویدیو پایین رو تماشا کنید تا با پیوندگاه بیشتر آشنا بشید.

(۲) از طریق این نوشته با یه برنامه خیلی خوب و جالب به نام همسا آشنا شدم که پیشنهاد میکنم نصبش کنید. به نظرم آدم زیاد که از این برنامه استفاده کنه ذهنش بازتر میشه و واسه مسائل مختلف میتونه راه حل های بیشتری پیدا کنه.

(۳) از همه التماس دعا دارم

  • سجاد بوداغی
  • يكشنبه ۶ تیر ۹۵

سه تا از دعاهای مورد علاقه من

دعای اول: به نظرم دعاهای زیادی به امام زمان (عج) منتسب شده که بین اونا دعای اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ... رو بیشتر دوست دارم که بعضی وقتا توفیق میشه بعد از نماز میخونمش. به نظرم این دعا غالب خواسته ها و دعاهای ما رو در بر میگیره. بخشهایی از این دعای ارزشمند:

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ ...

خدایا، توفیق فرمان برى، و دورى از نافرمانى ده ...

... وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ ...

... و دیدگان ما را از ناپاکى و خیانت فرو بند، و گوش هایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند ...

وَ تَفَضَّلْ...  ... عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ...

... و بر بیماران شفا و آرامش عطا کن ...

وَ تَفَضَّلْ...  ... عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ ...

... و بر جوانان بازگشت و توبه و بر زنان حیا و پاکدامنى عطا کن ...

دعای دوم: تعقیب نماز عشاء هست که توی کلاس مجردها که به عنوان مهمان شرکت کرده بودم حاج آقا مرادی برای کسب روزی و افزایشش توصیه کردن. دعاش خیلی جالبه. به افرادی که مثل خودم سردرگم هستن که روزی-شون کجا قرار داره پیشنهاد میکنم. همونطور که از اسمش پیداست باید بعد از نماز عشاء خونده بشه. ترجمه ی فارسیش:

خدایا من نمیدانم روزی ام در کجاست، و آن را تنها بر پایه گمانه ایى که بر خاطرم مى گذرد می جویم، و از این رو در جستجوى آن شهرها را زیر پا می گذارم، پس در آنچه که خواهان آنم همچون حیرت زدگانم، نمی دانم آیا در دشت است یا در کوه؟ در زمین است یا در آسمان؟ در خشکى است یا در دریا؟ نمی دانم به دست کیست؟ و از جانب چه کسى است؟ ولى به یقین می دانم که دانش آن نزد تو و اسباب آن به دست توست و تویى که آن را با لطف خویش تقسیم میکنى و با رحمت خود براى آن سبب فراهم می سازى، خدایا، پس بر محمد و خاندان او درود فرست و بار پروردگارا، روزى خود را بر من گسترده ساز و به دست آوردنش را برایم آسان نما و جاى دریافتش را نزدیک قرار ده و با طلب آنچه برایم در آن روزى مقدر نکرده اى به زحمتم میفکن، چه تو از آزردن من بی نیازى و من به رحمتت نیازمندم، پس بر محمد و خاندان او درود فرست، و با لطف و فضل خویش بر بنده ات کرم نما، تو صاحب بخشش بزرگ هستى.

اما دعای سوم: دعای جوشن کبیر هست که از همه بیشتر دوستش دارم (). چقدر جالبه. صد فراز. هر فراز ده اسم از اسم های زیبای خدا. که در کل میشه هزار اسم. خدا رو به هزار اسمش صدا میکنی. چه اسم هایی! یکی از یکی قشنگ تر :)

فراز پنجاه و نه:

یَا حَبِیبَ مَنْ لا حَبِیبَ لَهُ،    یَا طَبِیبَ مَنْ لا طَبِیبَ لَهُ،    یا مُجِیبَ مَنْ لا مُجِیبَ لَهُ،

یَا شَفِیقَ مَنْ لا شَفِیقَ لَهُ،       یَا رَفِیقَ مَنْ لا رَفِیقَ لَهُ،     یَا مُغِیثَ مَنْ لا مُغِیثَ لَهُ،

یَا دَلِیلَ مَنْ لا دَلِیلَ لَهُ،      یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ،     یَا رَاحِمَ مَنْ لا رَاحِمَ لَهُ،

یَا صَاحِبَ مَنْ لا صَاحِبَ لَهُ

خدایا همه ی ما رو از برکات ماه مبارک رمضان بهرمند کن؛

خدایا به ما توفیق خوندن نماز اول وقت و با حضور قلب، خوندن قرآن، خوندن دعاها و همینطور انجام مستحبات در این ماه پر برکت عنایت کن:

خدایا عبادات همه ی ما رو قبول کن؛

به مهربانیت ای مهربان ترین مهربانان

 

+ رسیدن ماه رمضان رو به همه تبریک میگم؛ التماس دعا

  • سجاد بوداغی
  • يكشنبه ۱۶ خرداد ۹۵

114

این صد و چهاردهمین مطلبی هست که ارسال میکنم. بدین مناسبت میخوام یه سایت قرآنی فوق العاده رو معرفی کنم.

سایت تنزیل

امکانات این سایت:

  • متن قرآن با ترجمه به (فکر کنم) تمام زبان های دنیا
  • جستجو در قرآن
  • تلاوت آیه به آیه و از قسمت دلخواه از قرآن با صدای تعداد زیادی از قاریان مشهور
  • قابلیت خواندن ترجمه ی آیه بعد از تلاوت عربی آن
  • و...

 

در ضمن ایام و اعیاد شعبان مبارک

  • ۲۱ اردیبهشت ولادت سالار شهیدان، امام حسین علیه السلام [ ٣ شعبان ]
  • ۲۲ اردیبهشت ولادت ابوالفضل العباس علیه السلام و روز جانباز [ ٤ شعبان ]
  • ۲۳ اردیبهشت ولادت امام زین العابدین علیه السلام [ ٥ شعبان ]
  • سجاد بوداغی
  • سه شنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۵

صرفا جهت نوشتن!

من تا اینجای زندگیم تنها بودم یا حداقل احساس تنهایی کردم. میترسم از اینکه طوری ازدواج کنم که تا آخر عمرم تنها بمونم!

 

+اینو نوشتم چون تو گوشیم یادداشت کرده بودم که بنویسمش. وگرنه مدتی هست که از فکر ازدواج اومدم بیرون تقریبا!

+ این مستند کوتاه «به همین سادگی» خوب بود

+ چند روز پیش فیلم «سر به مهر» رو یه بار دیگه دیدم. خیلی دوست دارم این فیلمو. منو یاد خودم میندازه.

  • سجاد بوداغی
  • دوشنبه ۲۰ ارديبهشت ۹۵

تشکر از صدا و سیما

باید تشکر کرد از صدا و سیما به خاطر ترویج غیر مستقیم و البته غیرآگاهانه چادر در برنامه ی های «خندوانه»، «دورهمی»، «جادوی صدا» و....

 

این روزا شنیدن دو تا از آهنگ های قدیمی و خاطره انگیز صدا و سیما خیلی واسم لذت بخشه. چه شعرهای قوی و خوبی داشتن. چقد قشنگ بودن.

اولی آهنگ «یاد تو» با صدای «بیژن خاوری» هست که اونجوری که خبر دارم به سفارش صدا و سیما در مورد طبیعت ساخته شده. ضمن اینکه آهنگ و صدای خواننده خوبه، شعر فوق العاده ای هم داره.

دومی آهنگ «معجزه شرقی» به خوانندگی «منوچهر طاهرزاده» هست که برای حضرت ولی عصر (عج) ساخته شده که آهنگ و صدا و شعر همه خوبن.

 

اللهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج

  • سجاد بوداغی
  • يكشنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۵

بی نیاز باشم ولی احساس بی نیازی نکنم

دوست دارم اینقدر همچی بر وفق مرادم باشه که از همه چیز و همه کس بی نیاز باشم. سلامتی، پول، خانواده، آرامش، آسایش، زندگی خوب داشته باشم ولی با همه ی این ها به خدا احساس بی نیازی نکنم. تو اون شرایط نماز بخونم. تو اون شرایط خدا رو عبادت کنم.

خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى»* قطعا انسان طغیان می کند، اگر خود را بی نیاز ببیند.

به نظرم تا حالا که عادت به نماز خوندن داشتم بیشتر به خاطر این بوده که به خدا نیاز داشتم. دلم میخواد به همه ی اون چیزایی که میخوام برسم و تو اون حالت برم سراغ خدا.

 

* سوره علق آیات 6 و 7

  • سجاد بوداغی
  • سه شنبه ۷ ارديبهشت ۹۵

من گمراهم

یه سری اخلاقیات زشت تو من از بچگی مونده که خیلی اذیتم میکنن.

به نظرم آدم تنبلی-ام.

این روزا فکر میکنم که...

گاهی وقتا فکر میکنم که هیچ ایمانی به خدا ندارم.

ولی دارم...

من وجود خدا رو خیلی وقتا حس میکنم.

وقتی ازش کمک میخوام دستاشو میبینم.

خدا...

چه قدر از تو دورم.

چه قدر...

چه قدر گمراهم.

چه قدر...

چقدر تغییر سخته

خیلی

دلم میخواد...

 

استغفرالله ربی و اتوب الیه

خدایا؛ حلال بفرما؛ حلال بفرما؛ حلال بفرما

  • سجاد بوداغی
  • يكشنبه ۲۲ فروردين ۹۵

لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا

من از بچگی زیاد اهل بیرون رفتن نبودم. یعنی بیشتر وقتمو تو خونه سپری میکردم. بنابراین ارتباطم با مردم خیلی کم بود. این موضوع باعث شد من آدم ساده ای بشم. البته به نظرم این دوری از جامعه یه حداقل خوبی هم داشت. اونم اینکه من از بچگی گوشم به فحش های ناجور عادت نکرد. یعنی اصلا فحشی نمیشنیدم. بچه های محله ی ما خیلی بچه های خوبی بودن و هستن و من یادم نمیاد که به همدیگه فحش ناموسی داده باشن. خدا رو شکر. ان شاء الله خدا حفظ کنه همشونو. با این وجود تو اون دوران وقتی بچه هایی که از من بزرگتر بودن میخواستن یه جوک غیرمجاز تعریف کنن نمیذاشتن من بشنوم. چون من کوچیکتر بودم احساس مسئولیت میکردن و نمیذاشتن من پیششون باشم و میگفتن تو برو.

همینطور من بزرگ شدم. تو بعضی از پایه ها تو مدرسه بعضی فحاشی ها به گوشم می رسید ولی خب من سعی میکردم زیاد توجه نکنم و البته خدا رو شکر موفق شدم که دهنم به گفتن اون قبیل ناسزاها باز نشه و گوشم به شنیدن اونا عادت نکنه.

این ها گذشت تا سربازی. تو دو ماه آموزشی سربازی به اندازه ی کل عمرم از سربازا فحش شنیدم. یعنی هر جمله ای که میگفتن یه کلمه ی نامناسب زشت توش به کار رفته بود. من از قبل با خودم قرار گذاشته بودم که تو آموزشی زیاد با کسی حرف نزنم و البته موفق هم بودم. واسه همین بچه ها میگفتن تو افسردگی داری. هرچند داشتم ولی علت اصلی کم حرفیم این بود که هیچ موضوع مشترکی برای حرف زدن بین خودم و اونا پیدا نمیکردم و اصلا جرئت نمیکردم با کسی حرف بزنم چون هر لحظه ممکن بود از سر عادت برگرده یه حرف زشتی بهم بزنه. واسه همین من مودب ترین ها رو انتخاب کرده بودم و با اونها هم یه ارتباط حداقلی داشتم.

توی یگان خدمتیم سر همین فحش دادن با یکی از هم خدمتی-هام که الان دیگه یکی از دوستام هست دعوام شد. دعوای من کمتر از دو سه دقیقه تا نهایت پنج دقیقه طول میکشه که تو اون مدت صدام بلند و درشت میشه و حرف هام کاملا صریح و جدی میشن. جلوی من داشت به طور ناجوری پشت سر یه نفر فحش ناموسی میداد. تحملش واسم ممکن نبود.

اما چیزی که باعث شد این مطلب رو بنویسم باب شدن ناسزاگویی و استفاده از کلمات زشت بین دخترهاست.

مثلا چند وقت پیش با دخترخانمی از طریق تلگرام گفتگو (نوشتاری) میکردم که به قدری بد حرف میزد که...ولش کن اصلا

یا مثلا چند وقت پیش پروفایل اینستاگرام یه دختری رو دیدم که نوشته بود...ولش کن اصلا

یا مثلا چند وقت پیش توی نظرات یه پست تو اینستاگرام یه دختری نوشته بود...ولش کن اصلا

جالب این بود که این مورد آخر داشت از رهبری دفاع میکرد. میخواست بگه شما همتون چرت و پرت میگید، گفت شما همتون ..... میگید. بعدش آخرش نوشته بود جانم فدای رهبر! هر چند گفت که مجبور شده بی ادب بشه ولی نمیدونستم بخندم یا گریه کنم.

متاسفانه این بددهنی خیلی رایج شده. بین همه. بین پسر و دختر. کوچیک و بزرگ. حتی من از بزرگترها و پیرمردها هم حرف های زشت میشنوم. خیلی بده.

یکی از ویژگی های بهشت که خدا تو قرآن در آیات 25 و 26 سوره واقعه بهش اشاره میکنه همینه که: 

 لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا ﴿٢٥﴾ إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا ﴿٢٦﴾
«بهشتیان در بهشت، نه حرفهای لغو و بیهوده می شنوند و نه گفتار و سخنان گناه آلود، بلکه تنها چیزی که می شنوند سلام است وبس.» 

خدایا به خودت قسم وقتی مُردم منو ببر بهشت...

ببخشید که طولانی شد
  • سجاد بوداغی
  • شنبه ۷ فروردين ۹۵

من حس خدا نسبت به خودمو حس میکنم

وقتی یه کاری میکنم که خدا رو خوش نمیاد٬ ناراحتی خدا رو حس میکنم. حس میکنم که دارم ازش دور میشم. حس میکنم که دارم آدم بدی میشم. درعوض وقتی کاری میکنم که خداروخوش میاد خوشحالی تمام وجودمو پر میکنه.

دوستت دارم خدا؛ من هیچ حسی به روز برفی ندارم٬ نباشی.

  • سجاد بوداغی
  • جمعه ۲۱ اسفند ۹۴

اینایی که خیلی مهربونن

این خونواده-هایی که پولدارن و بالاشهر تهران یه خونه-ی خوشگل و بزرگ دارن. اینایی که مذهبی-ان، مودب-ان، باشخصیت-ان، صداشون تا حالا بیشتر از 12 نشده. به هم احترام میزارن. به هم توهین نمیکنن. همدیگرو دوست دارن. همدیگرو به هر بهانه و یا بدون بهانه میبوسن؛ زن و شوهر همدیگرو، پدر و مادر و بچه ها همدیگرو. اینایی که صبح زود گرمکن تنشون میکنن میرن پارکِ نزدیک خونشون نرمش میکنن، بعدش میرن دوش میگیرن. به جای چایی تو صبحونه شیر یا آب پرتقال میخورن. مهربونن. با هم حرف میزنن. کارهای خیر میکنن. سرپرستی چند تا بچه-ی بی-سرپرست رو به عهده گرفتن. باسوادن. تحصیلکردن. خونه-شون بزرگه. اینایی که خونه-شون یه حال بزرگ داره بعدش پله میخوره میره بالا؛ اتاق خواب-ها اون بالاست. دختر خونواده اتاقش کلا صورتی-ی. پسر خونواده اتاقش کلا قرمزه. بچه ها همدیگرو دوست دارن و با هم مهربونن. به هم کمک میکنن و با هم دعوا نمیکنن. پدره واسه پسرش کلی چیز میخره میبرش تو مسابقات ورزشی و بازی کردنشو تماشا میکنه و تشویقش میکنه. دختره که از بیرون میاد تا باباشو میبینه میره جلو دستاشو دور گردن باباش حلقه میکنه بعد از چند تا بوس کوچولو، میگه خیلی دوست دارم باباجون. مادر خونواده خیلی مهربونه. خیلی هم خوش سلیقه. هر دفعه غذا رو یه جور خاصی تزئین میکنه. کیک میپزه غذاهای عجیب و غریب درست میکنه. بچه هاشو خیلی دوست داره، آقای خونه رو بیشتر. خیلی مهربونه. اینایی که سفر زیاد میرن. فرانسه، ایتالیا و... . آقای خونه اگه خونه باشه به خانم خونه کمک میکنه، تو آشپزی تو هر کاری. وقتی خانم خونه ایستاده و داره جلوی اجاق گاز یا میز آشپزخونه غذا رو آماده میکنه یا یه چیزی رو خورد میکنه آقای خونه یواشکی میاد از پشت بغلش میکنه و سرشو از روی شونه-ی خانم خونه میاره جلو و آروم میگه خیلی دوست دارم خانومی، خیلی خوبی. اینایی که شبا شام سبک مثلا یه چیزی شبیه سالاد میخورن. اینایی که هیچ کدوم از اعضای خونواده اضافه وزن ندارن. اینایی که همشون در سلامتی کامل به سر میبرن. اینایی که میز پینگ پنگ دارن و باهم بازی میکنن و بعضی وقتا هم لیگ برگزار میکنن. اینایی که شبا یه فیلم خوب تهیه میکنن و همه با هم میبینن. اینایی که خیلی مهربونن. اینایی که شبا نسکافه با یه تیکه کیک کوچولو میخورن. اینایی که ماه رمضون همه با هم روزه میگیرن. اینایی که اهل کتاب و مطالعن. اینایی که اهل شعر و ادبیاتن. اینایی که خیلی خوشحالن. اینایی که همیشه به هم لبخند میزنن. اینایی که هرگز دیگران رو تحقیر و تمسخر نمیکنن. اینایی که با همه مهربون و بزرگوارانه برخورد میکنن. اینایی که به همه احترام میزارن. اینایی که قوانین رو رعایت میکنن. اینایی که محیط زیست رو آلوده نمیکنن. اینایی که با همدیگه بازی-های جورواجور میکنن. اینایی که به نظر هم احترام میزارن. اینایی که خوش لباسن. اینایی که خوشتیپن. اینایی که موهای همه-ی اعضای خونواده طلایی و لَخته. اینایی که از لباس پوشیدن خانم خونه و دختر خونه مشخصه خیلی با حیا و با شخصیت و نجیبن. اینایی که صورتشون سفیده و دماغشون کوچیکه و یه برق و نجابت و مهربونی-ای تو چشماشونو. اینایی که تناسب اندام دارن. اینایی که خیلی خوبن. اینایی که خیلی مهربونن.

اینارو...

اینارو خیلی دوست دارم.

 :)

  • سجاد بوداغی
  • پنجشنبه ۱۳ اسفند ۹۴

دوست دارم مذهبی باشم

بعضی وقتا دوست دارم مثل این جوون های مذهبی که عاشق رهبرن باشم. اینایی که کلمه ی آقا از دهنشون نمیفته. اینایی که عاشق شهیدان (مخصوصا بعضی دخترا). عاشق شهدای گمنام. اینایی که میرن بهشت زهرا قطعه شهدا. اینایی که اینستاگرامشون پره از عکس آقا، شهدا، حرم های متبرکه من جمله حرم امام حسین(ع)، حرم حضرت عباس (س) و حرم امام رضا (ع). 

من نماز جماعت رو هم دوست دارم. البته با نماز جمعه زیاد حال نمیکنم. بیشتر دوست دارم نمازهای مغرب و عشاء رو تو مسجد و به جماعت بخونم. یه حال خوبی داره. من عاشق کاشی کاری های آبی رنگ مسجدم.

یه مدت دوست داشتم مشهد زندگی کنم. فقط به خاطر نماز مغرب و عشاء یکی از صحن های حرم امام رضا (ع).

  • سجاد بوداغی
  • دوشنبه ۱۰ اسفند ۹۴

چیزای بیخودی

حضرت محمد (ص) : از سه چیز پس از مرگم بر امت می ترسم : گمراهی بعد از هدایت.فتنه های گمراه کننده و شهوت پرستی در امر شکم و فرج.نصایح صفحه 120

وقتی آدم خودشو با چیزایی بیخودی سرگرم کنه حداقل خوبیش اینه که ممکنه خودشو با چیزای بیخودتر سرگرم نکنه.

  • سجاد بوداغی
  • يكشنبه ۹ اسفند ۹۴

ان شاء الله خیره

دخترایی که میبینم یا محجبه نیستن، یا ظاهرشون به دلم نمیشینه یا اینکه شوهر دارن!

چقدر متن های کوتاه کوتاه مینویسم. شبیه میکروبلاگ شده اینجا.

بهتر، ملت هم دیگه کمتر حوصله ی خوندن متن های طولانی رو دارن.

  • سجاد بوداغی
  • شنبه ۱ اسفند ۹۴
سلام. معمولا کوتاه می‌نویسم :)